السيد الخميني

185

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

رحم واقع مىشود و يك بذرى است ؛ اين بذرش محلش آنجاست ؛ يعنى جاى تربيتش آنجاست كه اگر يك جايى را يكوقتى طرحى درست كنند كه همان خاصيت و همان چيزها را داشته باشد و نطفه را در آنجا مثل رحم بتواند تربيت كند ، ممكن است كه همان تربيت بشود و يكوقتى هم انسان بشود . يك نباتى است اول ، مثل ساير نباتات مىماند ، با نباتات فرقى ندارد ؛ آن نمو دارد ، آنها هم نمو دارند ، منتها آن در يك محل خاصى و با جهات خاصى ، نباتات در يك محل خاص ديگرى با جهات خاصى ؛ اما هر دو در اين معنى مثل هم هستند كه آن كشت شده است و اين كشت ، شروع مىكند به نمو كردن به واسطهء قوايى كه خداى تبارك و تعالى در زمين قرار داده است ، و به واسطهء قوايى كه در رحم قرار داده است ؛ اينها با هم شركت دارند . كم كم اينكه در زمين كاشته شده است ، اين نباتات تا آخر همان نبات است ؛ اين آخرش هم ، تا مىرسند به ثمره ؛ ثمره شان هم ثمرهء نبات است . آنهايى كه در رحم كاشته شده‌اند - كه حيوانات ، همهء حيوانات مِنْ جمله انسان باشد - آنها كم كم از مرتبهء نباتى بالا مىآيند و در همان رحمى كه هستند يك روح حيوانى پيدا مىكنند ، ممتاز مىشوند از ساير موجودات نباتى ، لكن همه شان حيوانند ؛ يعنى حس و حركت دارند ، روح حيوانى دارند ؛ متولد در اين عالَم هم كه مىشوند و منفصل مىشوند از محل خودشان ، باز اين يك امتيازى است كه با نباتات دارند كه نبات را اگر منفصلش كنند ، ديگر تمام است ، لكن اينها منفصل مىشوند در آن وقتى كه مقتضى است و آن جهت نباتى شان كمال پيدا كرد و جهت حيوانى پيدا شد و احتياجشان از رحم منقطع شد ؛ مىآيند به اين عالَم [ و ] با همهء حيوانات در خوردن و خوابيدن و شهوات و اينها شريكند ، همه با هم هستند ؛ امتيازى ندارند الّا به همهء جهات حيوانى . حيوانات هم - همان حيواناتى كه هستند - در ادراكات با هم فرق دارند ؛ ميمون بيشتر از مثلًا حيوان ديگرى ادراك مىكند ، چيز مىفهمد . انسان در بين اين حيوانات ممتاز مىشود به اينكه يك ترقيات ديگرى ، مىشود بكند ؛ هم در ادراكات با آنها فرق دارد و هم در غايات ادراكات فرق دارد . حيوانات تا يك حدودى ادراكشان هست و محدود و تمام مىشود ؛ انسان ادراكاتش و قابليتش براى تربيت ، تقريباً بايد گفت غير متناهى است .